محمد رياض
7
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
پرسيد عزيزي كه على أهل كجائى ؟ * گفتم بولايت على كز همدانم نى زان همدانم كه ندانند على را * من زان همدانم كه على را همه دانم أمير سيد محمد نوربخش در « صحيفة الأولياء » على همداني را « الوندى المولد » تلقى كرده است ( واين كلمات هم مجازا براي همدان آورده شده زيرا اين شهر زيبا وبا عظمت وباستانى در دامنهء كوه الوند واقع شده است ) . دگر شيخ شيخم « 18 » كه أو سيد است * على نام والوندى المولد است بگشت أو جهان را سراسر سهبار * بديد أوليا چهار صد با هزار نموده است پنجاه سال اختيار * تجافى ز مضجع زهى مرد كار « 19 » وشيخ يعقوب صرفى مذكور ميفرمايد : آن همدان مولد وختلان وطن * شيوهء أو طي زمين وزمن « 20 » نسب وخانواده نسب سيد در خلاصة المناقب اينچنين آمده ( كه به احتمال زياد نويسندگان بعدى از اين ماخذ نقل كردهاند ) . . . « وهو ابن السيد شهاب الدين بن محمد بن علي بن « 21 » يوسف بن محمد بن محمد بن جعفر بن عبد اللّه بن محمد بن علي بن حسن بن حسين بن علي زين العابدين بن الحسين الشهيد الزكي الرضى السخى . . . « 21 » پس از طرف پدر ، على همداني به هفده واسطه به حضرت علي ( ع ) ميپيوندد . « 22 » اسم مادر سيد فاطمه ( سيده ) بوده وبنابر قول خودش ، أو با هفده واسطه به جناب حضرت رسالت مآب ( ص ) مىپيوندد « 23 » ( وبحضرت على شانزده
--> ( 18 ) - يعنى شيخ خواجة اسحق عليشاهى ختلانى كه مريد على همداني وشيخ سيد نوربخش بوده است . ( 19 ) - يغما ( 2 ) ص 339 . ( 20 ) - تذكرهء شعراى كشمير ( دكتر تيكو ) ص 10 . ( 21 ) - خ - م ( با ) برگ 3 ب در « مستورات » كمي با اختلاف آمده است . ( 22 ) - مرحوم أستاذ سعيد نفيسى در تاريخ نظم ونثر فارسي . . . ( 1 ) ص 4 واسطهء نسبت على همداني را تا امام زين العابدين ( ع ) « 8 » آورده ولى ظاهر است كه « 12 » صحيح مىباشد . ( 23 ) - خ - م ( با ) برگ 3 ب .